torsdag 29 september 2011

آقای بنی صدر آیا گذاشتن یک آخوند که خدمت سربازی هم نرفته به وزارت جنگ خیانت نیست؟

ابوالحسن بنی صدر وقتی رئیس جمهور شد خامنه ای را به عنوان وزیر جنگ برگزید. من از این دستبوس خمینی می خواهم که پاسخ دهد آیا انتخاب یک آخوند که حتی خدمت سربازی نرفته به وزارت جنگ خیانت به کشور نیست. 
شاید بگوید من مجور شدم. پس در اینصورت خفه شود و خود را رئیس جمهور منخب خمینی بخواند و با پر رویی تمام در مصاحبه با بی بی سی نگوید من اولین رئیس جمهور منتخب تاریخ ایران هستم

پنجاه و پنج امتیاز منفی فقط به دلیل یک درخواست محترمانه از رئیس جمهور کمپ پناهندگان اشرف

در لینکی در بالاترین از خانم مریم رجوی درخواست کردم با توجه به اینکه ملل متحد ساکنان اشرف را بع هنوان پناهچو پذیرفته حقوق اولیه یک پناهجو از جمله زندگی مشترک زنان با شوهرانشان یا حق خروج از کمپ و یا تماس با دنیای خارج را به آنها بدهند. اول سیل سخنان خشن و پر از تهمت شروع شد بعد هم 55 امتیاز منفی گرفتم. به راستی چرا با مجاهدین نمی توان حتی در باره حقوق خودشان هم سخن گفت. 
در ضمن خانم مریم رجوی بر اساس کدام انتخابات در همان کمپ پناهجویان اشرف به ریاست جمهوری این گمپ پذیرفته شدند؟
این هم لینک: 



Language Bookmark lundreport.blogspot.com

onsdag 28 september 2011

مسابقه های دو ماراتن و نیمه ماراتن در کشورهای اروپایی

در اکثر کشورهای اروپایی مسابقه های دو ماراتن و نیمه مارتن برگزار می شود. تعداد زیادی در این مسابقات شرکت می کنند که گاه تا ده ها هزار نفر در این مسابقات شرکت می کنند. اگر شما برای شما امکان ثبت نام و شرکت وجود دارد تجربه بسیار جالب و ارزشمندی است. اگر قبلا ندویده اید نگران نباشید. با شرکت در مسابقه شما در یک رودخانه در حال حرکت قرار می گیرید که به شما انرژی می دهد که با سایرین حرکت کنید و هر گاه خسته شدید راه بروید و دوباره شروع به دویدن کنید. ثبت نام در این مسابقات به شما انگیزه می دهد تا کمی تمرین کنید، وزن خود را کنترل کنید و نشاط بیشتری داشته باشید. در پایان مسابقه هم به تمام کسانی که به خط پایان رسیده باشند مدال می دهند. این مدال ها منحصر به فرد هستند و برای هر مسابقه یک مدال خاص طراحی می شود که شهر، مسافت و زمان برگزاری مسابقه بر روی آن حک شده. وقتی عکس خود را با این مدال برای خانواده تان در ایران ارسال می کنید به صورت مستند سلامتی خود را به آنها نشان می دهید که نگران شما نباشند.  با استفاده از دستگاههای الکترونیکی زمان طی کردن هر پنج کیلومتر توسط شما اندازه کیری می شود و در نهایت در جدولی بر روی اینتر نت قرار می گیرد. فیلمی نیز از پایان مسابقه دو شما برایتان ارسال می گردد. 

فیلم پایان مسابقه دو نیمه مارتن مالمو در سوئد


این هم پایان مسابقه دو ماراتن کپنهاگ که یکی از دوستان تصویر مرا گرفت.



تصویری از مدال های مسابقه ماراتن کپنهاگ و نیمه ماراتن مالمو









tisdag 27 september 2011

نامه ای به مریم رجوی

سرکار خانم مریم رجبی ریئس جمهورمنتخب کمپ پناهندگان اشرف.
با عرضسلام و تهیات اسلامی.
بدینوسیله بهاطلاع می رساند که ملل متحد ساکنان اشرف را به عنوان پناهجو قلمداد نموده است.
از شما می خواهیم که حقوق اولیه پناهجویان ساکن اشرف را رعایت کنید.
این حقوق عبارتند از:
1- حق زندگی مشترک زن و شوهر. لطفا به زنان و شوهرانی که به دستور شما طلاق گرفته اند اجازه ازدواج مجدد و زندگی مشترک. 
2- حق خروج از کمپ
3- حق ارتباط با دنیای خارج از کمپ بوسیله تلفن، اینترنت و پست
4- حق استفاده از رادیو، تلوزیون و ماهواره


از الله بخشنده و مهربان که به آن ایمان دارید برای شما صبرجمیل و اجر جزیل مسئلت داریم


امضا:
چند آدم بیکار که می داند سخن گفتن با شما در باره حقوق اولیه انسانها آب در هاون کوبیدن است

جنگ کثافت نه دفاع مقدس

مطلبی خواندم ازدکتر مهدی خزعلی که امیدوارم هر چه سریعتر به یکی از کشرهای اروپایی برود و تخصصش را در آنجا بگیرد که اولین اتفاقی که می افتد این است که خودش پیشوند دکتر را از نامش در سایتش حذف می کند. برتر از آن دانش بیشتری خواهد داشت در پزشکی، برای عبادت که عبادت به جز خدمت خلق نیست. مهدی خزعلی که خودش جنگ را با تمام گوشت و پوستش درک کرده در متنی که راجع به کشتن ایرانیان توسط یک شیعه عراقی و آرزوی او برای زیارت قبر رضا نوشته بود از جنگ به عنوان دفاع مقدس یاد کرده بود. من سئوالی دارم از آقای خزعلی آیا قاتل بیش از دویست هزار جوان ایرانی مقدس است؟ جوانانی که خودت خیلی بهتر از سایرین آنها را می شناختی و ایمان داردی که اگر کشته نشده بودند امثال احمدی نژاد شیاد قدرت را به دست نمی گرفتند. آقای خزعلی پس بدان این جنگ کثافت است نه دفاع مقدس. آقای خزعلی زین پس به جای واژه آخوندی و ضد انسانی دفاع مقدس واژه جنگ کثافت را به کار خواهیم برد و یک بار دیگر یادآوری می کنیم که هر آنچه مقدس است ابزاری است برای قتل و جنایت یا حداقل دزدی و سرکیسه کردن انسانهای دیگر.

lördag 24 september 2011

تعزیه اصغر فرهادی کلاهی دیگر بر سر ملت خرافاتی و سینمای خرافات مدار ایران

مدت زیادی بود که تعریف وتمجید فیلم جدایی نادر از سیمن را می شنیدم. دو شب پیش به دیدن این فیلم رفتم. فیلمی که با تبلیغ زیاد پرفروش شده و شاید درصد زیادی از بینندگان آن از روی کنجگاوی به دیدن این تعزیه فیلم نام می روند. در این تعزیه سعی می کند که افراد معتقد به قرآن را انسانهای درستی جا بزند. در همین روز که این زن قسم دروغ نمی خورد بسیجیان معتقد در خیابانها به بهانه امر به معروف و نهی از منکر مزاحم ناموس مردم می شوند. در همین زمان که ما این فیلم را می بینیم یک نوجوان هفده ساله را بر اساس همین قرآن دار می زنند.  فیلم نامه نویس آنقدر در دروغهای بازیگران خودساخته اش غرق شده که خودش هم دروغ می گوید. چگونه زن از همان اول راست نمی گوید که ماشین به او زده و بلکه اصرار می کند افتادن بچه به دلیل هل دادن نادر بوده. چگونه این زن در همین یک مورد فقط معتقد نیست. 
این فیلم سازان در شرایطی که جامعه ما در حالت بحرانی و افسردگی به سر می برد به جای ساختن فیلم های شاد تعزیه به عنوان فیلم به خورد ملت می دهند. در همین زمان است که مسعود دهنمکی با یک مشت دلغک کشته شدن بیش از دویست هزار جوان ایرانی را به سخره می گیرد و مردم هم که نیاز به کمی شادی دارند در جامعه ای که مطربی عیب و نوحه خوانی  عامل برتری است به دیدن این دلغک ها می روند که کمی بخندند. 
فیلم جدایی نادر از سیمین تعزیه ای ست که در این رایط برای جامعه افسرده ما سم است

fredag 23 september 2011

ای آخوندها و ای حزب اللهی ها چرا جنایت کردید؟





در بالاترین بمانیم یا نه، تا ساعاتی دیگر مشخص می شود

امروز جمعه ساعت هفت بعد از ظهر از مردم خواسته شده برای سرنگونی رژیم به خیابانها بیایند. در بالاترین هیچ واکنشی نشان داده نشد. اگر امروز مردم به خیابانها آمدند نشان دهنده این است که بالاترین از مردم فاصله دارد و باید آنرا ترک کرد، اگر مردم به خیابانها نیامدند نشان دهنده دور اندیشی سایت بالاترین و کاربران آن است که باید اینجا ماند و با سایت همکاری کرد. تا ساعاتی دیگر مشخص می شود.

onsdag 21 september 2011

قاتل داداشی را اعدام کردید چه کسی پاسخگوی قتل بیش از دویست هزار ایرانی در جنگ است؟

ای آخوندها و حزب اللهی ها شما بیش از دویست هزار ایرانی را در جنگ ایران و عراق به کشتن دادید برای منافع کشورگشایانه خودتان که به قول خودتان و آن آهنگران کثیف یک قبر را اشغال و زیارت کنید. شما قاتل این دویست هزار جوان ایرانی هستید. قاتل داداشی را اعدام کردید خودتان کی پاسخگو هستید.
راستی از آن آخوندی که در متروی کرج جوانی را به ضرب گلوله کشت چه خبر؟ ازاد است و برای خود می چرخد؟ به زودی شما را وادار به پاسخگویی در باره جنایاتتان می کنیم و بر اساس همان قرآن خودتان با شما رفتار می کنیم

تفاوت ارتش جهنم و بهشت





måndag 19 september 2011

خانم مریم رجوی کجای دنیا پناهندگان مجبور به طلاق می شوند؟ بر اساس کدام قانون؟

خانم مریم رجوی شما و مسعود زنان و شوهران ساکن اشرف را مجبور کردید که طلاق بگیرند و از هم جدا شوند. کجای دنیا پناهجویان مجبور به انجام چنین اعمالی می شوند؟ بر اساس کدام قانون پناهندگی شما چنین دستوری را صادر کرده اید؟

ای حزب اللهی ها تمام شما در این دزدی سه هزار میلیارد تومان مقصر و گناهکارید نر و ماده با هم

بی شک این دزدی سه هزار میلیارد تومانی بدون حمایت شما زنان و مردان حزب الله به هیچ وجه امکان پذیر نبود. پس بدانید شما هم گناهکار و شریک این دزدان بیت المال هستید

آیا روز اول مهر ساعت هفت پایان حجاب اجباری در ایران خواهد بود؟

اگر میلیونها زن و دختر ایرانی که مایل به کنار گذاشتن حجاب اجباری هستند بدون حجاب در تمام کوچه ها و  خیابانهای ایران بیرون  بیایند رژیم قادر به برخورد خواهد بود؟

söndag 18 september 2011

پناهجویان حق دارند با خانواده های خود در ارتباط باشند. آیا ساکنان اشرف چنین حقی دارند؟



حزب اللهی ها، بسیجی ها و آخوندها بیمارهای روانی جنسی هستند، ای کاش تحصیلکردگان ایران به جای شریعتی ایرج میرزا را خوانده بودند

آیا روز اول مهر شروعی بر پایان سلطه این بیماران روانی جنسی بر جامعه خواهد بود؟تراژدی


مجسمه زن ومرد کشاورز
ماجرای دردناک، بلایی که بر سر یک مجسمه هنری از ابتداي پیروزی انقلاب اسلامی آمد:
یکی از جالبترین قسمت های موزه هنرهای معاصر، مجسمه ای است که در اوایل انقلاب در کنار درب ورودی موزه نصب شده بود. داستان مجسمه "زن ومرد کشاورز" اثر داریوش صنیع زاده را تمام ایرانیان باید بشنوند و به خاطر سپرده و برای آیندگان تعریف نمایند تاعبرت آنها باشد.
این مجسمه در دوران پهلوی، در جلوی وزارت کشاورزی در خیابان بلوار کشاورز قرار داشت ولی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی مورد غضب بعضی از تندروهای مذهبی قرارگرفت و دلیل آن هم سه چیز بود: یکی سر بدون روسری زن، دومی ساق پای برهنه زن که دامن به پا داشت و سوم نماد کمونیسم بودن آن.
ابتدا یک آدم عقل کلی که تصور میکرد این مجسمه باعث فساد میشود دستور داد تا مدتی روی آن را با برزنت پوشاندند و کسانی که مجسمه را در آن محل به یاد نداشتند، مدتها سردرگم بودند که این شی عظیم زیر برزنت جلوی وزارت کشاورزی چیست؟
مدتی بعد برزنت را برداشتند و با برزنت روی سر زن کشاورز را که برهنه (!) بود و مشغول آبیاری گیاهی نمادین، محجبه کردند، یعنی لچکی روی سرش انداختند و پای زن را هم که لخت بود، شلوار بد ریختی از جنس همان برزنت پوشاندند.
اما این کارها چنان با بد سلیقگی انجام شد که بینندگان تصور می کردند سر و پای زن کشاورز را گل مالی کرده اند به این ترتیب مجسمه بکلی از ریخت افتاد و مورد تمسخر مردم قرار گرفت و تا مدتها سوژه مردم و مطبوعات بود مبتکران لابد تصور نمی کردند چنین کاری با یک مجسمه فلزی چنین باعث مضحکه آنها خواهد شد.
ناچار تصمیم گرفته شد تا آن را از جلو وزارت کشاورزی برداشته و به جلو موزه هنرهای معاصر منتقل کنند. این کار انجام شد ولی گویا باز هم یک مبتکر و نخبه ای بر فساد آمیز بودن این مجسمه شک برد و دستور دادند اینبار آن را چنان جایی قرار دادند که اثری از آن باقی نماند پس مجسمه را از جلوی موزه هنرهای معاصر هم برداشته و به انتهای باغ مجسمه موزه معاصر منتقل کرده اند تا چشم انس و جن بر آن نیافتد تا به بهترین شکل ممکن امربه منکر و نهی از معروف کرده باشند آنهم با یک مجسمه.
خوب به این مجسمه نگاه کنید به نظر شما جز ذهنهای بيمار، چه کسی ممکن است با دیدن این مجسمه تحریک شود؟


جهت تكميل مطلب فوق بد نيست به شعر زير كه سروده مرحوم ايرج ميرزا (درعصر مشروطيت) است نيز توجه نماييد:
در سر در ِ کاروانسرایی                   تصویر زنی به گچ کشیدند
ارباب عمائم این خبر را                     از مُخبِر صادقی شنیدند
گفتند که: ”واشریعتا, خلق                روی زن بی حجاب دیدند“.
آسیمه سر از درون مسجد                تا سر در ِ آن سرا دویدند
ایمان و امان به سرعت برق              می رفت, که مؤمنان رسیدند
این آب آورد, آن یکی خاک                 یک پیچه ز گِل بر او بریدند
ناموس به باد رفته یی را                   با یک دو سه مشت گِل خریدند
چون شرع نَبی از این خطر جَست         رفتند و به خانه آرمیدند

måndag 12 september 2011

بالاترین یا مجمع مرثیه سرایان

می دانم منفی بارنم می کنید، می دانم همه شما عصبانی می شوید ولی این یک واقعیت است. ما کاربران سایت بالاترین بیشر مصیبت خوانهایی هستم که ترجیح می دهم به جای رساندن دارو به بیمار در مرگ فرد مرثیه سرایی کنیم.
از هفته گذشته که کشتی گیران ایران عازم ترکیه شدندچند لینک را به بالاترین فرستادم. دو لینک راجع به تلاش برای پایان دادن به ضایع شدن حق کشتی گیران ایرانی در مقابل ورزشکاران اسرائیل بود. در یکی از آنان از کاربران سایت بالاترین درخواست کردم اگر کسی توان دارد طوماری در این مورد بنویسد و از مجلس و وزارت ورزش و ریاست جمهوری درخواست کنیم به این مشکل پایان دهند. لینک دوم نامه ای بود به دفتر ریاست جمهوری. هیچ یک از این دو لینک حتی داغ هم نشدند. پس از این که کشتی گیران نتوانستند با اسرائیلی ها مسابقه دهند موضوع داغ زده شد سایر لینکهای من که  در این مورد فرستاده بودم بین لینکهای موضوع داغ قرار داه شد ولی دو لینک که پیشنهاد بود برای رفع این مشکل در حاشیه ماند.به راستی چرا ما بالاترینی ها باید مرثیه سرا باشیم. بیاییم به جای مرثیه سرایی، تاثیر گذار باشیم و برای حل مشکلات تلاش کنیم. هنوز هم دیر نشده. برای نجات کشتی گیران آزاد کار تلاش کنیم

lördag 10 september 2011

ای مسئولین ورزش ایران، اغتشاشیدم بر پدر و مادر آدم دروغگو


هر وقت طبق قرعه، ورزشكاران ايران به حریفان اسراييلى برخورد کنند، ناظران بین اللملی و مسئولین مسابقات همانند هواداران ورزش در ایران مى‌دانند كه مسابقه‌اى در كار نخواهد بود.
طالب نعمت‌پور (وسط)طالب نعمت‌پور (وسط)


















اصرار مقامات ایرانی در محل مسابقات برای گرفتن مجوز از کمیته پزشکی رقابت‌ها، برای ورزشکاران و خبرنگاران ایرانی عادی شده است. این به آن معناست که شعار حمایت از فلسطین، به هیچ وجه در محل مسابقات مطرح نمی‌شود تا بازتابی در رسانه های برون مرزی داشته باشد.
روزنامه اعتماد ملى مدتى قبل از توقيف، در مطلبی با عنوان "حمايت از فلسطين با مجوز پزشكى" ، از این که ورزشکاران ایرانی وادار به دروغ گفتن و ایفای نقش یک بیمار می‌شوند، به شدت انتقاد کرد.
در مسابقات شناى المپيک پكن در سال ۲۰۰۸ نیز محمد علیرضایی شناگر ايرانى به دلیل آن چه آپانديس عنوان شد، از رقابت کردن در استخری که نماینده اسرائیل هم قرار بود در آن شنا کند، خودداری کرد.
مقامات ورزشی ایران بارها تاکید کرده‌اند که انصراف ورزشکاران ایرانی از مقابله با نمایندگان اسرائیل برای حمایت از فلسطین، جزو سیاست‌های کلان جمهوری اسلامی ایران قلمداد می‌شود. این به معنای دخالت سیاستمداران ایرانی در ورزش است که با عرف بین‌المللی ورزش مغایرت دارد.
همراهان تیم ملی ایران در مسکو می‌گویند بلافاصله پس از مشخص شدن قرعه نعمت پور، او شروع به گریستن کرد و تا ساعتی بعد، دلداری‌های مسئولین نیز در آرام کردن او بی‌نتیجه بود. نعمت پور از مدعیان اصلی کسب مدال در کاروان کشتی فرنگی ایران بود. این در حالی است که در همین وزن سامان طهماسبی دیگر فرنگی کار ایرانی که در این مسابقات با تابعیت جمهوری آذربایجان شرکت کرده است، با کنار رفتن نعمت پور، بخت بیشتری برای کسب مدال خواهد داشت.

به این اشکها پایان دهید

همراهان تیم ملی ایران در مسکو می‌گویند بلافاصله پس از مشخص شدن قرعه نعمت پور که باید با ورزشکار اسرائیلی مسابقه می داد و اجازه نداشت مسابقه بدهد او شروع به گریستن کرد و تا ساعتی بعد، دلداری‌های مسئولین نیز در آرام کردن او بی‌نتیجه بود. نعمت پور از مدعیان اصلی کسب مدال در کاروان کشتی فرنگی ایران بود. این در حالی است که در همین وزن سامان طهماسبی دیگر فرنگی کار ایرانی که در این مسابقات با تابعیت جمهوری آذربایجان شرکت کرده است، با کنار رفتن نعمت پور، بخت بیشتری برای کسب مدال خواهد داشت



خبرنگاران ایرانی که در آتن حضور داشتند، اشک‌های میراسماعیلی و نارضایتی شدید او از این که نباید مبارزه کند را می‌دیدند؛ اما همگی از پوشش خبری این صحنه ها منع شدند.


سخنی هم با ورزشکاران: در هیج جایی از قانون گفته نشده که مسابقه با ورزشکار اسرائیلی جرم است. هیچ خطری در برگشت به ایران شما را تهدید نخواهد کرد.  به جای گریه کردن، با ورزشکار اسرایئلی مسابقه دهید و بگویید می خواهم در حمایت از کودکان فلسطین ورزشکار اسرائیلی را ببرم تا دل آنان شاد شود. همه مردم ایران حامی شما هستند. خود مسئولین ورزش کشور نیز از این باخت های ورزشی اخلاقی خسته شده اند. زیرا هر مسئولی افتخارش به تعداد مدالهایی است که در دوره مدیریت او کسب می شود. دروغگویی را هم به طور حتم دوست ندارند. آنهم دروغی به چنین آشکاری که در سطح بین المللی بگویند ورزشکار بیمار است و در داخل کشور بگویند به دلیل حمایت از فلسطین.


نامه ای به دفتر رئیس جمهوری پیرامون مشکل ورزشکاران در صحنه های بین المللی

جناب آقای محمود احمدی نژاد از شما خواهشمندیم با اتکاء به خداوند بزرگ و پشتیبانی ده ها ملیونی ملت  ایران به مشکل ورزشی بین ورزشکاران ایران و اسرائیل پایان دهید.
پس از پیروزی اقلاب اسلامی به دلیل شور و احوال هیجانی آن زمان تصمیماتی گرفته شد که وزن هیجان در آن تصمیمات بیشتر از وزن مصلحت کشور و ملت بود. یکی از این تصمیمات عدم مسابقه با ورزشکاران اسرائیلی است. همانگونه که شما بارها اعلام کرده اید و همچنین بر اساس دستورات صریح دین اسلام ما با هیچ یک از مردم جهان مشکلی نداریم. مشکل ما با سیاستمدارانی است که اعمال غیر انسانی انجام می دهند.
عدم مسابقه با ورزشکاران اسرائیلی علاوه بر ضایع شدن حق ورزشکاری که سالها زحمت کشیده و همچنین کشور که از مدال محروم می شود باعث می شود که مسئولین ورزش دلایل نادرستی از جمله بیماری فرد ورزشکار به مسئولین ورزش جهانی اعلام کنند که از اساس در شآن نظام قدرمتند جمهوری اسلامی ایران نیست. در صمن مسابقه ندادن نیز مشکلی از مردم فلسطین حل نخواهد کردو
از شما خواهشمندیم این معضل وزرشی، اخلاقی، سیاسی را حل کنید. به ورزشکاران دستور دهید با قدرت تمام با ورزشکاران اسرائیلی مسابقه دهند و برد خود را به ملت فلسطین تقدیم کنند. حتی اگر مایل بودند می توانند با به مزایده گذاشتن مدال خود و فروش آن بخشی از پول فروش مدال را به ساخت ورزشگاهی برای کودکان فلسطین اختصاص دهند.
مطمئن باشید ملت ایران در این حرکت انساندوستانه پشتیبان شما خواهد بود. در صورت تمایل می توانید این موضوع را در برنامه 90 به همه پرسی بگذارید 
من الله توفیق
جمعی از ایرانیان






درد آپاندیس ورزشکاران ایرانی، جایگزین حمایت از فلسطین

طالب نعمت‌پور فرنگی ‌كار وزن ۹۴ كيلوگرم ایران در مسابقات جهانی ۲۰۱۰ مسکو که طبق قرعه به حریف اسرائیلی برخورد کرده بود، به دليل آن چه درد شديد از ناحيه آپانديس عنوان شده است به بيمارستان منتقل شد.

این در حالی است که سایت رسمی فدراسیون کشتی ایران، خبرگزاری ایرنا، خبرگزاری ایسنا و شبکه تلویزیونی خبر، همانند دیگر بخش های خبری صداوسیما، علت کناره گیری نعمت پور را حمایت از مردم فلسطین عنوان کرده‌اند.

اما به نظر می رسد که این قضیه فقط مصرف داخلی دارد. زیرا در محل مسابقات، بیماری ناگهانی ورزشکاران را دلیلی کناره‌گیری‌شان عنوان می کنند تا تیم ایران دچار محرومیت نشود.این اولین بار نیست که ورزشکاران ایرانی هنگام مواجهه با اسرائیل، گرفتار آپاندیس می شوند.

آرش ميراسماعيلى پرچمدار کاروان ورزش ایران در المپیک آتن با عنوان حمایت از فلسطین با ورزشکار اسرائیلی مسابقه نداد.  اما واقعیت این بود که او كمر درد شديد را عنوان كرد تا سر وزن نرسد و مجوز عدم مبارزه با ايهود واكس، جودوکاری اسرائیلی را بگيرد.

خبرنگاران ایرانی که در آتن حضور داشتند، اشک‌های میراسماعیلی و نارضایتی شدید او از این که نباید مبارزه کند را می‌دیدند؛ اما همگی از پوشش خبری این صحنه ها منع شدند.

هر وقت طبق قرعه، ورزشكاران ايران به حریفان اسراييلى برخورد کنند، ناظران بین اللملی و مسئولین مسابقات همانند هواداران ورزش در ایران مى‌دانند كه مسابقه‌اى در كار نخواهد بود.

طالب نعمت‌پور (وسط)طالب نعمت‌پور (وسط)

اصرار مقامات ایرانی در محل مسابقات برای گرفتن مجوز از کمیته پزشکی رقابت‌ها، برای ورزشکاران و خبرنگاران ایرانی عادی شده است. این به آن معناست که شعار حمایت از فلسطین، به هیچ وجه در محل مسابقات مطرح نمی‌شود تا بازتابی در رسانه های برون مرزی داشته باشد.

روزنامه اعتماد ملى مدتى قبل از توقيف، در مطلبی با عنوان "حمايت از فلسطين با مجوز پزشكى" ، از این که ورزشکاران ایرانی وادار به دروغ گفتن و ایفای نقش یک بیمار می‌شوند، به شدت انتقاد کرد.

در مسابقات شناى المپيک پكن در سال ۲۰۰۸ نیز محمد علیرضایی شناگر ايرانى به دلیل آن چه آپانديس عنوان شد، از رقابت کردن در استخری که نماینده اسرائیل هم قرار بود در آن شنا کند، خودداری کرد.

مقامات ورزشی ایران بارها تاکید کرده‌اند که انصراف ورزشکاران ایرانی از مقابله با نمایندگان اسرائیل برای حمایت از فلسطین، جزو سیاست‌های کلان جمهوری اسلامی ایران قلمداد می‌شود. این به معنای دخالت سیاستمداران ایرانی در ورزش است که با عرف بین‌المللی ورزش مغایرت دارد.

همراهان تیم ملی ایران در مسکو می‌گویند بلافاصله پس از مشخص شدن قرعه نعمت پور، او شروع به گریستن کرد و تا ساعتی بعد، دلداری‌های مسئولین نیز در آرام کردن او بی‌نتیجه بود. نعمت پور از مدعیان اصلی کسب مدال در کاروان کشتی فرنگی ایران بود. این در حالی است که در همین وزن سامان طهماسبی دیگر فرنگی کار ایرانی که در این مسابقات با تابعیت جمهوری آذربایجان شرکت کرده است، با کنار رفتن نعمت پور، بخت بیشتری برای کسب مدال خواهد داشت.

مهدی رستم‌پور
تحریریه: شهرام احدی

torsdag 8 september 2011

جناب جرمنی کاربر ملی مذهبی بالاترین مسولیت شما سنگین تر است، شما هم کمک کنید

به دلیل مسابقه ندادن ورزشکاران ایران با اسرائیل هزینه های بسیار زیادی را بر ورزش کشور تحمیل شده وما مدالهای زیادی را در سطح المپیک و جهانی از دست داده. همه باید تلاش کنیم این درد ورزش کشور را در مان کنیم. مسولین ورزشی و سیاسی کشور نیز از این درد به ستوه آمده اند. آنها مجبورند بر خلاف میل خود ورزش را ببازند و به مسولین جهانی هم دروغ بگویند که ورزشکار ما بیمار است. ورزشکاران نیز صدمه بسیاری می خورند. زیرا سالها تلاش کرده اند و اکنون باید ببازند و از مدال المپیک یا جهانی که آرزوی هر ورزشکاری است بگذرند.  اگر از کاربران بالاترین کسی توان نوشتن طومار اینترنتی دارد خواهشمندم این طومار را بنویسد تا به دفر رئیس رئیس جمهوری، وزیر ورزش و مجلس بفرستیم. مطمئن باشد این مشکل قابل حل است. همه با هم کمک کنیم.

 پیشنهاد ابراهیم  در زمانی که وزیر امور خارجه ایران بود گفت ما اسرائیل را به رسمیت نمی شناسیم و به همین دلیل با ورزشکاران آنان مسابقه نمی دهیم. به دلیل کاربران ملی مذهبی بالاترین به خصوص جرمنی که از همه شناخته شده تر است مسئولیت سنگین تری را برای حل این مشکل به عهده دارند. امیدواریم کمک کنند. 

onsdag 7 september 2011

ورزشکاران ایران در مقابله با اسرائیل هم ورزش را می بازند و هم اخلاق را

دروغ گفتن یکی از زشت ترین کارهایی است که هر انسان می تواند انجام دهد. ورزشگاران ایران با ورزشکاران اسرائیلی مسابقه نمی دهند. ورزش را که می بازند اخلاق را هم می بازند، زیرا برای مواجه نشدن با محرومیت و جریمه دروغ می گویند. به امید روزی که این باخت اخلاقی ورزشی پایان پذیرد
سال گذشته، کشتی‌گیر ایرانی در مسابقات جهانی از مبارزه با حریف اسرائیلی خود خودداری کرد. طالب نعمت‌پور، کشتی‌گیر فرنگی‌کار وزن 84 کیلوگرم ایران سال گذشته در مسابقات جهانی مسکو به قید قرعه حریف کشتی‌گیر اسرائیلی شد، اما با امتناع از مبارزه با حریف، از گردونه رقابت‌ها حذف شد. کارشناسان کشتی، شانس آقای نعمت‌پور را برای کسب مدال، بالا می‌دانستند. داستان كناره‌گیری ورزشکاران ایرانی از رویارویی با حریفان اسرائیلی در ورزش ایران سابقه‌دار است. طالب نعمت‌پور، کشتی‌گیر ایرانی برای این‌که با محرومیت‌های سنگین روبه‌رو نشود، علت کناره‌گیری خود را «درد آپاندیس» اعلام کرد. پیش از این نیز کشتی‌گیران و دیگر ورزشکاران ایرانی برای عدم حضور در مقابل حریفان اسرائیلی خود، مصدومیت را بهانه می‌کردند. دو سال پیش در مسابقات شنای المپیک 2008 پکن، شناگر ایرانی به دلیل حضور شناگر اسرائیلی در استخر شنا، از حضور در مسابقه منع شد. او نیز «درد آپاندیس» را علت عدم حضورش اعلام کرده بود. آرش میراسماعیلی، جودوکار ایرانی یکی از شانس‌های کسب مدال طلای مسابقات المپیک آتن سال 2004 بود. اما او در مراحل نخست باید با حریفی از اسرائیل مبارزه می‌کرد و برای آن‌که با حریف اسرائیلی خود رو‌به‌رو نشود، به بهانه رعایت نکردن حد وزن مجاز خود‌، از دور مسابقات کناره‌گیری کرد.

söndag 4 september 2011

مقایسه انسان در جامعه سوسیالیستی و اسلامی





سعدی بزرگ می گوید ملوک از بهر پاس رعیتند نه رعیت از بهر طاعت ملوک. جامعه سوسیالیستی و اسلامی مصداق این سخن سعدی هستند. در جامعه اسلامی رعیت از بهر طاعت ملوکند و در جامعه سوسیالیستی ملوک از بهر پاس رعیتند. در یک روز یکشنبه مردم درون یک پارک در سوئد را نشان می دهد که آزادانه از آفتاب لذت می برند. زنان لخت بر چمن خوابیده اند بدون اینکه خطری آنها را تهدید کند ولی در جامعه اسلامی ایران بالا رفتن روسری خانمها باعث می شود مورد تجاوز قرار گیرند. این است تفاوت انسان در این دو جامعه.

fredag 2 september 2011

ای عزاداران حسین دیگر نیازی نیست عزاداری کنید






قابل توجه عزاداران امام حسین: بدینوسیله به اطلاع کلیه عزاداران امام حسین می رساند که با توجه به اینکه انتقام خون شهدای کربلا توسط مختار گرفته شده و همیچنین امام حسین همزمان با شهادت به بهشت رفتند و اکنون مشغول لذت بردن از حوری های بهشتی هستند نیازی به عزاداری شما نیست.
لطفا مطلب زیر را که بخشی از انتقام مختار است بخوانید تا دلتان خنک شده و دیگر برای حسین عزاداری نکنید

حرمله ابن کاهل اسدی به دست مختار افتاد. به دستور مختار دست ها و پاهایش را قطع کردند. سپس وی را در آتش سوزاندند. شیـخ طوسى نوشته است: "شمر را دستگیر كردند و نزد مختار آوردند. مختار دستور داد گـردن او را زدند و جسدش را در دیگ روغن جوشیده افكندند و یكى از یاران مختار با پاى خود سر شمر را لگد مى‌كرد"(تاریخ طبری، ج 6، ص 338). خولی سر امام حسین را از کربلا به کوفه برد. سید ابن طاووس در لهوف نوشته است که در سال 65 هجری خولی را مأموران مختار دستگیر و به نزد او بردند:
"مختار به خولی گفت در كربلا چه كردی؟ گفت: نزد علی بن حسین آمده پوستین زیر او را برداشتم و مقنعه و گوشواره زینب را هم برداشتم. مختار گریه كرد و گفت او به تو چه گفت؟ گفت: او به من گفت: خداوند دست ها و پاهای تو را قطع خواهد كرد و خداوند تو را قبل از آتش آخرت به آتش دنیا بسوزاند.... مختار گفت: به خدا قسم دعای آن طاهره مظلومه را مستجاب خواهم كرد".
به دستور مختار، او را كشتند و جسدش را سوزانده و خاكسترش را بر باد دادند. ده تن از قاتلان امام حسین(اسـحـاق بـن حـوبـه، اخـنـس بـن مـرثـد، حـکـیـم بـن طفیل، عمرو بن صبیح، رجاء بن منقذ عبدى، سالم بن خیثمه، واحظبن ناعم، صالح بن وهب، هانى بن ثبیت و اسید بن مالک)، به دستور مختار، دستگیر کردند، دست و پایشان را بستند، از پشت بر زمین خواباندند و به زمین میخ کردند و اسب‌ها را با نعل تازه، بر بدن‌هاى آنان تاختند تا پیکر آنان در هم شکـسته شد و به هلاکت رسیدند. سپس بدن‌هاى آنان را به آتش سوزاندند( بحار الانوار، ج 45، ص 374؛ لهوف، سیدبن طاووس، ص 183). پس از دستگیری سنان بن انس، به دستور مختار، دست و پایش را بریدند و هنوز جان داشـت کـه او را در دیـگ روغـن جـوشـان افـکـنـدنـد(بحارالانوار، ج 45، ص 375). شمر بن ذى الجوشن در روز عاشورا شترى را كه مخصوص سوار شدن امام حسین بود را به عنوان غنیمت گرفـت و به كوفه آورد و بـه شكرانه ی قتل فرزند پیامبر آن شتر را نحر كرد و گوشتش را بین دشمنان اهل بیت در كوفه تقسیم نمود. مختار دستور داد تمام خانه‌هایى را كه آن گوشت وارد آن شده بـود و افرادى را كه دانسته از آن گوشت خورده‌اند، شناسایى كنند. همه آن خانه‌ها را ویران كرد و كسانى را كه از آن گوشت خورده بودند اعدام نمود(بحارالانوار، ج 45، ص 377). عبیدالله ابن زیاد، والی کوفه، در سال 67 هجری به دست سپاه مختار کشته شد. به دستور ابراهیم ابن مالک اشتر، فرمانده ی منصوب مختار، سر ابن زیاد را از بدنش جدا کردند و به نزد مختار فرستادند، بدنش را هم به آتش کشیدند( انساب الاشراف، ج 6، ص 426).
مختار سرابن زیاد را برای محمد بن حنفیه در مدینه فرستاد. محمدآن را نزد امام سجاد آورد. هنگامی که محمد سر را نزد امام سجاد حاضر کرد، امام مشغول غذاخوردن بود. وقـتـى چـشـم امـام بـه سـر بـریـده ابن زیاد افتاد، دست‌ها را به دعا برداشت و گفت: اَلْحَمْدُلِلَّهِ الَّذی اَدْرَکَ لی ثاری مِن عَدُوّی وَ جَزَا اللهُ الُْمختارَ خَیْرا: خـدا را شـکـر کـه انـتـقـام خـون مـرا از دشمنم گرفت و خداوند به مختار جزاى خیر دهد(بحارالانوار، ج 45، ص 386). سپس به حاضران گفت: "وقـتـى مـرا نـزد ابـن زیاد بردند، او سر سفره غذا بود. من در آن هنگام از خدا خواستم که زنده بمانم و سر ابن زیاد را ببینم"( بحارالانوار، ج 45

torsdag 1 september 2011

انتقام خون امام حسین توسط مختار گرفته شد


قابل توجه عزاداران امام حسین: بدینوسیله به اطلاع کلیه عزاداران امام حسین می رساند که با توجه به اینکه انتقام خون  شهدای کربلا توسط مختار گرفته شده و همیچنین امام حسین همزمان با شهادت به بهشت رفتند و اکنون مشغول لذت بردن از حوری های بهشتی هستند نیازی به عزاداری شما نیست. 
لطفا مطلب زیر را که بخشی از انتقام مختار است بخوانید تا دلتان خنک شده و دیگر برای حسین عزاداری نکنید

حرمله ابن کاهل اسدی به دست مختار افتاد. به دستور مختار دست ها و پاهایش را قطع کردند. سپس وی را در آتش سوزاندند. شیـخ طوسى نوشته است: "شمر را دستگیر كردند و نزد مختار آوردند. مختار دستور داد گـردن او را زدند و جسدش را در دیگ روغن جوشیده افكندند و یكى از یاران مختار با پاى خود سر شمر را لگد مى‌كرد"(تاریخ طبری، ج 6، ص 338). خولی سر امام حسین را از کربلا به کوفه برد. سید ابن طاووس در لهوف نوشته است که در سال 65 هجری خولی را مأموران مختار دستگیر و به نزد او بردند:
"مختار به خولی گفت در كربلا چه كردی؟ گفت: نزد علی بن حسین آمده پوستین زیر او را برداشتم و مقنعه و گوشواره زینب را هم برداشتم. مختار گریه كرد و گفت او به تو چه گفت؟ گفت: او به من گفت: خداوند دست ها و پاهای تو را قطع خواهد كرد و خداوند تو را قبل از آتش آخرت به آتش دنیا بسوزاند.... مختار گفت: به خدا قسم دعای آن طاهره مظلومه را مستجاب خواهم كرد".
به دستور مختار، او را كشتند و جسدش را سوزانده و خاكسترش را بر باد دادند. ده تن از قاتلان امام حسین(اسـحـاق بـن حـوبـه، اخـنـس بـن مـرثـد، حـکـیـم بـن طفیل، عمرو بن صبیح، رجاء بن منقذ عبدى، سالم بن خیثمه، واحظبن ناعم، صالح بن وهب، هانى بن ثبیت و اسید بن مالک)، به دستور مختار، دستگیر کردند، دست و پایشان را بستند، از پشت بر زمین خواباندند و به زمین میخ کردند و اسب‌ها را با نعل تازه، بر بدن‌هاى آنان تاختند تا پیکر آنان در هم شکـسته شد و به هلاکت رسیدند. سپس بدن‌هاى آنان را به آتش سوزاندند( بحار الانوار، ج 45، ص 374؛ لهوف، سیدبن طاووس، ص 183). پس از دستگیری سنان بن انس، به دستور مختار، دست و پایش را بریدند و هنوز جان داشـت کـه او را در دیـگ روغـن جـوشـان افـکـنـدنـد(بحارالانوار، ج 45، ص 375). شمر بن ذى الجوشن در روز عاشورا شترى را كه مخصوص سوار شدن امام حسین بود را به عنوان غنیمت گرفـت و به كوفه آورد و بـه شكرانه ی قتل فرزند پیامبر آن شتر را نحر كرد و گوشتش را بین دشمنان اهل بیت در كوفه تقسیم نمود. مختار دستور داد تمام خانه‌هایى را كه آن گوشت وارد آن شده بـود و افرادى را كه دانسته از آن گوشت خورده‌اند، شناسایى كنند. همه آن خانه‌ها را ویران كرد و كسانى را كه از آن گوشت خورده بودند اعدام نمود(بحارالانوار، ج 45، ص 377). عبیدالله ابن زیاد، والی کوفه، در سال 67 هجری به دست سپاه مختار کشته شد. به دستور ابراهیم ابن مالک اشتر، فرمانده ی منصوب مختار، سر ابن زیاد را از بدنش جدا کردند و به نزد مختار فرستادند، بدنش را هم به آتش کشیدند( انساب الاشراف، ج 6، ص 426).
مختار سرابن زیاد را برای محمد بن حنفیه در مدینه فرستاد. محمدآن را نزد امام سجاد آورد. هنگامی که محمد سر را نزد امام سجاد حاضر کرد، امام مشغول غذاخوردن بود. وقـتـى چـشـم امـام بـه سـر بـریـده ابن زیاد افتاد، دست‌ها را به دعا برداشت و گفت: اَلْحَمْدُلِلَّهِ الَّذی اَدْرَکَ لی ثاری مِن عَدُوّی وَ جَزَا اللهُ الُْمختارَ خَیْرا: خـدا را شـکـر کـه انـتـقـام خـون مـرا از دشمنم گرفت و خداوند به مختار جزاى خیر دهد(بحارالانوار، ج 45، ص 386). سپس به حاضران گفت: "وقـتـى مـرا نـزد ابـن زیاد بردند، او سر سفره غذا بود. من در آن هنگام از خدا خواستم که زنده بمانم و سر ابن زیاد را ببینم"( بحارالانوار، ج 45